عکس و خبر جالب ایران و جهان
چه مطالبی برای بالا بردن کیفیت این ویلاگ لازم است؟ نظر بدهید

جستجو

Display Pagerank

آخرین پست ها

نظرسنجی

  • راه حل مناسب برای مشکلات جنسی جوانان چیست؟






آرشیو موضوعی

لینکستان

نظرسنجی

  • راه حل مناسب برای مشکلات جنسی جوانان چیست؟






الکسا

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
https://www.google.com/url?sa=i&rct=j&q=&esrc=s&source=images&cd=&cad=rja&docid=WH2ped1GZkdLBM&tbnid=t7AlCJr2v8S2iM:&ved=0CAUQjRw&url=http%3A%2F%2Fwww.persian7.com%2F%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B2%25DB%258C%25DA%25AF%25D8%25B1-%25D9%2586%25D9%2582%25D8%25B4-%25D8%25A7%25D9%2584%25D9%2586%25D8%25A7-%25D8%25AF%25D8%25B1-%25D8%25B3%25D8%25B1%25DB%258C%25D8%25A7%25D9%2584-%25D8%25B1%25D9%2588%25D8%25AD-%25D8%25A7%25D9%2584%25D9%2586%25D8%25A7%2F&ei=p3iQUfmSNIiVtAa1l4GgDA&bvm=bv.46340616,d.Yms&psig=AFQjCNEWpkTQbvWW1lHqxrmHqeCH_DNo5Q&ust=1368508961250124 j http://www.google.com/imgres?imgurl=https://lh5.googleusercontent.com/-X8A3bfyfOco/VJq_-sL8YxI/AAAAAAAAAyo/22cByodcvwY/w640-h361/Minerals-Sex.png&imgrefurl=https://plus.google.com/106099345667793364388/posts/YynUhbeULw6&h=361&w=640&tbnid=v5Ya9J4WtYSP8M:&zoom=1&docid=DO3tvtz9vq6CAM&ei=u9y8VPv5GcKvU-yUgNgF&tbm=isch&ved=0CB4QMygAMAA https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images? http://www.google.com/imgres?imgurl=http://www.golfly.com.tw/attachments/a-115/257260d1385550697-2013-sexgirl.jpg&imgrefurl=http://www.golfly.com.tw/forum115/thread119380.html&h=315&w=720&tbnid=xqyncv_kbbTyjM:&zoom=1&docid=D-4-5UfSLBRbzM&ei=lS7JVLnMKcH9Us7PgMgG&tbm=isch&ved=0CCEQMygFMAUq=tbn:ANd9GcRm010j5HJJSR4u8EmlhG8Z4OgJPx6GtM_131y14Ttr6W3G_AY8uw 3 تصاویراغتشاشات عاشورا 6 4 اختشاشات روز عاشورا 4 5 ?q=& 4 6 اختشاشات عاشورا 4 7 تصاویر عجیب 4 8 تصاویراغتشاشات تهران 4 9 تصاویراغتشاشات روز عاشورا"" 3 10 تصاویراغتشاشات 3 11 اختشاشات ایران 3 عکس اغتشاشات عاشورای تهران عکس اغتشاشات روز عاشورادرتهران عكس های اختشاشات درعاشورا کلیپ اختشاشات عاشورا بیانیه موسوی سکس کردن درباره آشوب عاشورا عکسهای آشورای 88 جداسازی گل زعفران کیر کس کوس تصاویراغتشاشات عاشورا اختشاشات 88 تصاویرآشوب گران روز عاشورا جریان کون اختشاشات 88 اس ام اس در مورد حمایت از رهبری عکس خر تصاویراغتشاشات عاشورا88 اغتشاشات عاشورادرتهران اغتشاش و آشوب سکس کردن عاشوراعكس عکس اختشاشات روز عاشورا موج سبز و اغتشاشتعاشورا عکسهای اختشاشات عاشورای88 فیلم اختشاش های اخیردرتهران آخرین اخبار ایران وجنبش سبز عکس سکس کوس کیر ازسکس کردن دختران در آشوبهای تهران گنج های معنوی فایزه رفسنجانی در اختشاشات اخیر sex sex اشوب درایران عكس عكس های اختشاشات اخیر کاریکاتورهای سیاسی زن اغتشاشات تهران اختشاشات روزعاشورا تصاویرعجیب اسمس سبزها اختشاشات تهران اغتشاشات اخیر اختشاشات عاشورا88 تصاویر شورش دختران روز عاشورا تهران آشوب تصاویرآشوب ایران زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط عکس های اختشاش گران اشوبهای اخیر در ایران عكسهای دختران شورش اخیر عكس آشوبهای تهران 1 تصاویر 18 19 2 خبرجالب 9 3 دانلود انیمیشن خرگوشک ها 9 4 جهادنکاح درایران 8 5 خبر جالب 8 6 دانلود کارتون خرگوشک ها 8 7 عکس و خبر 6 8 دختران جهاد نکاح 5 9 اخبار داعش 5 10 غلامرضا فروغی 4 11 کارتون خرگوشک ها 4 12 گلشیفته فراهانی 4 13 لحظات شاد 3 14 میتراحجار 3 15 پسر لخت 3 16 جذابیت جنسی 3 17 جوان عزب 3 18 اخبار امروز داعش 3 19 عکس پرنوگرافی 3 20 دختر جند 3 21 دوربین مخفی از حمام زنان 2 22 عکس حوریان بهشتی 2 23 دانلود عکس خرگوشک ها 2 24 دانلود فیلم های مدعیان دروغین 2 25 عکس زنان زیبارو 2 26 دوربین مخفی دستشویی مردانه 2 27 عزب 2 28 تجربیات معلمان ابتدایی 2 29 تصاویر شب ازدواج 2 30 تصویر وان یکاد 2 31 جن در شمال تهران 2 32 چت جنسی 2 33 خواص جگر سفید 2 34 google قارچ صدفی 2 35 اخرین اخبار و عکسهای داعش 2 36 فیلم جهادنکاح 2 37 مهیج 2 38 مستند سازی تجربیات معلمان 2 39 دوربین مخفی حمام زنان 2 40 دوربین مخفی خارجی 2 41 عکس زالو 2 42 عکس زن افریقایی 2 43 خانواده نتانیاهو 2 44 غلام رضا فروغی 2 45 فیلم کتک کاری دانش اموز 2 46 عکسهای جهادنکاح 2 47 عکسهای خارجی 2 48 عکسهای خانه ی خدا 1 49 عکسهای زنان جهادنکاح 1 50 عکسهای سر بریدن‎ ‎القاعده 1 51 عکسهای سکینه کونی 1 52 عکسهای شنا 1 53 عکسهای شنا زنان 1 54 عکسهای قئیمی ایران و جهان 1 55 عکسهای مردونه 1 56 عکسهای کریم آقاخان 1 57 عکسهایی از زلزله 1 58 عکسهایی ازسکس 1 59 غرر نوعی 1 60 غلام رضا فر وغی 1 61 غلام رضا فروغی میلیارد 1 62 عکس و فیلم حمله داعش 1 63 عکس کارتن خرگوشک ها 1 64 عکس کس و کیر تکان دهنده!! 1 65 عکس کلیسای شیطان 1 66 عکس کوس تنویر 1 67 عکس کون دختر هلندی 1 68 عکس کیهان جعفری 1 69 عکسای غزه 1 70 عکسای مهیج 1 71 عکسه دختر بر رویه ویلچر 1 72 عکسهای ایرانی سکسی خون ریزی 1 73 عکسهای بهاییت 1 74 عکسهای جالب 1 75 عکسهای جالب از بمباران غزه 1 76 عکسهای جالب جهاد نکاح 1 77 عکسهای جدید ازجنایات داعش 1 78 فیلمهای چهانی 1 79 فیلمهای عذاب قبر 1 80 فیوز پمپ بنزین x33 1 81 قاسم سلیمانی 1 82 قاضی زرگر 1 83 قانون غزه 1 84 قرارداد کندن چاه اب 1 85 قرعه کشی شرکت پیشگامان adsl 1 86 قسمت اخر خرگوشک ها 1 87 قناس 1 88 قناس غول 1 89 كارتون خرگوشك ها 1 90 گالری عكس ماسون ها 1 91 گروهک داعش 1 92 گلشیفته فراهانى باز هم لخت شد 1 93 عکس زن برهنه در حمام 1 94 عکس زن در حمام 1 95 عکس زالو درمانی واریکوسل بیضه 1 96 دوربین مخفی درحمام 1 97 غلامرضا فروغی عکس 1 98 غلامرضا فروغی غلامرضا فروغی 1 99 غلامرضافروغی 1 100 فحشا

ژنرال 26 ساله سپاه خمینی + عکس (1)

ژنرال 26 ساله سپاه خمینی + عکس

كسی این روزها سراغی ازش نمی‌گیرد! ژنرال 26 ساله سپاه اسلام، 12 سال است كه خانه‌نشین شده. شنیده بودم مدتی راننده تاكسی هم شده بوده! بالاخره زندگی‌ست دیگر، بیكاری آدم را دیوانه می‌كند!
 
از كودكی می‌شناختمش. با پدرم دوست بود، مدت‌ها اسطوره‌ی فرهاد در ذهنم جای داشت، از همان زمان طفولیت ماجرای چهل‌تكه بودنش را می‌دانستم و هر وقت خواستم جانبازی را تصور كنم، وجودش خود‌نمایی می‌كرد. 
 
همین بود كه سال گذشته به ذهنم رسید و به تحریریه پیشنهاد دادم برویم سراغش تا گنج پنهان زندگی پر مجاهدتش را منتشر كنیم. تحریریه امتداد استقبال خوبی كردند و با فرهاد تماس گرفتیم! اما فرهاد از این موضوع زیاد خوشحال نشده بود! نه از تماس ما! بلكه از مطرح شدنش! از اسفندماه سال 90 ماهی یكی دوبار بهش تلفن كردم و هربار به یك بهانه جواب سربالا داد تا این‌كه وقتی خواستیم از هم‌رزمانش بگوید قبول كرد و در مورد چند هم‌رزمش حرف‌هایی زد، آن‌هم تلفنی! به نرمی و تواضع گفت: اگر قرار است بیایی دور هم باشیم و هم‌دیگر را ببینیم، قدمت روی چشم، ولی اگر قرار است عكسم را در نشریه‌تان چاپ كنی و از من داستان بنویسی، اصلاً نمی‌خواهد بیایی.» 
 
ازش دلگیر نشدم! تصمیم گرفتم هر آن‌چه ازش می‌دانستم و شنیده بودم و پرسیده بودم را بنویسم. از 58 تا 78 هرچه از بیست سال رشادتش می‌دانستم را نوشتم:
 
 
چهارده سال بیش‌تر نداشت كه از كتاب «خواص شیمیایی مواد»، فرمول تهیه‌ی مواد منفجره را یاد گرفت و با دوستانش ماشین ساواک را در یك بمب‌گذاری منفجر کرد. 
 
در یك درگیری از ساواك تیر خورد و بازداشت و شكنجه شد. اولین جانباز انقلاب اسلامی در استان سمنان است. دشمن پس از انقلاب نگذاشت انقلاب‌مان روی آرامش به خود ببیند. فرهاد هم تا انقلاب در خطر بود، آرام نگرفت. غائله‌ی گنبد كه شروع شد با داوطلبان سپاه برای خاموش كردن آتش فتنه به گنبد و تركمن‌صحرا رفت. بعد از آن‌جا ماجرای كردستان خواب را چشم انقلاب ربود، فرهاد هم خواب به چشمش نیامد! رفت و تا ابتدای جنگ در كردستان جنگید. 
 
هنوز ماجرای كردستان تمام نشده بود كه عراق حمله كرد و جنگ شروع شد. انگار قرار نبود انقلاب حتی لحظه‌ای آرامش داشته باشد. زمانی كه عده‌ای مصلحت‌اندیش حضرت روح‌الله(ره) را از حركت برای نهضت برحذر داشتند، پشتش به خدا و سربازان در قنداقه‌اش گرم بود. فرهاد سرباز در قنداقه‌ی خمینی بود. تا وقتی انقلاب كار دارد فرهاد آسایش می‌خواهد چكار؟ به كارش نمی‌آمد آسایش، آرامشش را در بلندی‌های بازی‌دراز و بانسیلان و بردسرد و كردستان همراه با محسن چریك و كاوه جست‌وجو می‌كرد. احمدرضا رادان، شهید ردانی‌پور، علی فضلی و احمد وحیدی را از دوستان دوران جنگش می‌شناسم. 
 
از فتح‌المبین تا مرصاد را بوده. روزهای بستری بودنش را كم كنیم، جمعا 80 ماه جنگیده. وقتی تلفنی ازش پرسیدم شما همه‌ی عملیات‌های ایران را شركت كردی، گفت: نه! 
 
گفتم: «چه‌طور؟»
 
گفت: «یکی را نبودم، زمان حصر آبادان که در گیلان‌غرب بودم.»
 
كارنامه‌ جنگش خیلی زیاد است، باید قبول كند تا تاریخ زندگی‌اش را ورق بزنیم، والا كسی غیر خودش نمی‌داند كه چه كرده و كجا‌ها بوده و چه دلاوری‌هایی كرده! می‌دانم مدتی در غرب دیدبان تیپ 14 امام حسین(ع) بوده، بعد از تشكیل تیپ علی‌بن ابی‌طالب(ع) پیك ویژه‌ی زین‌الدین بوده و در تمامی عملیات‌های مشتركش با آقامهدی مجروح شده. آن موقع شانزده سال بیش‌تر نداشته! همیشه‌ كفِ میدان نبرد بوده و مانند یك رزمنده‌ی گمنام جنگیده و عملیات‌های برون مرزی زیادی داشته است. 
 
در عملیات حمله به شهرک نظامی چوارته‌ی عراق فرمانده گردان بود. قرار بود هم‌زمان با عملیات «والفجر 9» در عمق 60 کیلومتری خاک عراق، یك گردان به تیپ 3 کماندویی گارد ریاست‌جمهوری حمله كند تا تأمین شهر سلیمانیه را از اختیار این تیپ خارج كند. تیپ 3 کماندویی را بدون تلفات، از بین بردند و موقع بازگشت از ارتفاعات هزار قله، استقبال مردم بانه و مریوان هدیه‌شان بود. فرهاد در جایی گفته بود: «فقط سه تا قاطر اسیر دادیم!»
 
فرمانده عملیات كردستان و فرمانده عملیات تیپ ویژه حضرت رسول كردستان هم بود. هنوز 100 تركش به تنش یادگار هست و درآوردنشان بیش‌تر از ماندنشان دردسر دارد. رفقایش می‌گویند: «هرجای بدنش را آهن‌ربا بگذارید می‌چسبد.»
 
شهید «محمد نبی»، هم‌رزمش بهش می‌گفت: «فرهاد چهل تكه.»
 
آخر بر اثر مجروحیت‌هایش بیست‌و‌یک بار جراحی درست و حسابی شد.
 
در عملیات محرم، آب رودخانه، تنِ مجروحش را سمت عراق برد. با همان تن مجروح، دست تركش خورده و پای از ساق شكسته، سه روز خودش را از میان میادین مین، كشان‌كشان به منطقه‌ی خودی رساند. آخر جمله‌ی معصوم(ع) یادش بود: «ناامیدی برادر شرك است.»
 
«محسن رضایی» می‌گوید: «عراق در پاتك مهران، «ماهر عبدالرشید» را با یك لشکر زرهی به جنگ خط اول فرستاد. دستور عقب‌نشینی صادر شده بود. چهار نفر جلوی لشکر زرهی T 72های عراق با آر.پی.‌جی ایستادند، تا خط بدون تلفات عقب‌نشینی كند. سه نفرشان شهید شدند و دیگری به سختی مجروح شد. 
 
«تقی نادری»، یكی از بچه‌های گردان كربلای شاهرود می‌گوید: «یكی از آن چهار نفر، فرهاد بود که با شهیدان «فصیحی، تهرانی و خانی» مانع قتل‌عام یك گردان شده بودند.»
 
آن موقع فرمانده قرارگاه «کوثر» بود. در ارتفاعات سورن و آسمان‌بین با لشکر «30 ارتش» و تعدادی از تیپ‌های سپاه و یک گردان از کمیته‌ی همراه شهید «آریانفر» و احمدرضا رادان با سپاه یکم عراق درگیر شدند. قطعنامه که اعلام شد، روحیه‌ی نیروها وسط نبرد به‌هم ریخت. محاصره‌ی نعل اسبی شکل گرفت و بانه و مریوان در حال سقوط شدند. آذوقه و مهمات به سختی به مواضع می‌رسید و عراق هم بمب شیمیایی زد. ضدانقلاب شب‌ها و پاتک صدام روزها در جریان بود. نیروهای ارتفاع 2040 عقب‌نشینی کردند و خط شکست. 
 
فرهاد تعدادی از نیروها را جمع کرد و گفت: «امروز صدای هل من ناصر امام زمان بلند است. کربلایی‌هایش بگویند «یا علی(ع)» 
 
برخلاف قاعده‌ی همیشگی، نیروها را به خط کرد و تصمیم گرفت که در روز روشن به خط دشمن بزند. «مصطفی‌زاده»، بی‌سیمچی‌اش را صدا زد و باوجود فاصله‌ی 300متری‌شان با دشمن با هماهنگی توپخانه آتش تهیه‌ی سنگینی سفارش می‌دهد. ساعت دوازده ظهر، پس از 20 دقیقه کوبیدن مواضع دشمن، فرهاد سوار بر موتور شد و جلوتر از نیرو‌هایش با یك كلاشنیكف به خط زد. به لطف خدا خط دشمن سقوط کرد و عراق عقب نشست. فرهاد با چند ژنرال‌ عراقی كه به غنیمت گرفته بود بازگشت. مهمات و تغذیه دو هفته‌ی نیروها از جامانده‌ی تجهیزات دشمن تأمین شد. 
 
چند ماه بعد یک افسر عالی‌رتبه‌ی عراقی با نیروهای مرزبان سازمان ملل آمده بود و دنبال فرمانده خط ایران می‌گشت. پرسیده بود: «چه کسی چند ماه پیش فرمانده عملیات این محور بوده؟»
 
جوان بیست‌وسه ساله‌ای را با لباس کردی و کلاه سیاه نشانش دادند. افسر عراقی از دیدن یک بچه‌رزمنده در مقابل سن‌وسال و تجربه‌ی خودش متعجب شد. از فرهاد پرسید: «شما چه‌طور جرأت کردید وسط روز روشن، به خط بزنید؟»
 
فرهاد خندید و گفت: «توکلت علی‌الله!»
 
سال گذشته که در جمعی خدمتش رسیده بودیم، خاطره‌ی زیبایی از جانبازی خودش و برادرش را برایمان تعریف کرد:
شانزده سالم بود که در عملیاتی ترکش به سر و پهلویم خورد. نمی‌توانستم بلند شوم. آسمان از منور و آتش روشن بود، برادرم «فرزاد»، که سه سال از من کوچک‌تر است، کنارم نشست و سرم را به زانو گرفت. خون روی چشمانم را با آستینش پاک کرد. اشک‌هایش را دیدم. بهش گفتم: «بلند شو برو.»
 
اصرار من را که دید بلند شد. دو قدم که برمی‌داشت، سه قدم برمی‌گشت. بالاخره دلش طاقت نیاورد. نزدیک من کنار یک بوته نشست و از دور نگاهم می‌کرد. خدا را شکر کردم که بالای سر من نشسته و دعا کردم هیچ‌وقت زخمش را نبینم. 
 
زمستان بود برای شناسایی به منطقه‌ی «گَردِرَش» رفته بودیم. برف زیادی باریده بود. فرزاد سی، چهل متر جلوتر از من حرکت می‌کرد و من تمام حواسم به فرزاد بود و خیالم راحت از این‌که همراهم آمده و مراقبش هستم. از بودنش ذوق می‌کردم. ناگهان صدایی آمد و خمپاره‌ای به زمین نشست. از زمین کنده شدم و به کناری پرت شدم، تا سر بلند کردم، همه چیز سرخ بود، سفیدی برف‌ها پر از سرخی خون فرزاد بود. قلبم داشت از جا كنده می‌شد. گیج و منگ دویدم سمت فرزاد. پایش از زانو قطع شده بود و خون ازش می‌رفت. انگار داشت از خودم خون می‌رفت. برادرم بود دیگر! به سختی پرسید: «داداش چی شده؟»
 
صورتم خیس اشك بود. چیزی نگفتم. سرش روی زانویم بود و با دست جلوی چشم‌هایش را گرفته بودم.
 
قرار بود با كاوه به یازده تیپ كماندویی كه می‌گفتند مصری و اردنی هستند، حمله كنند. کاوه چهل‌وهشت ساعت پیش از عملیات، آسمانی شد و عملیات را به فرهاد سپردند. شب جمعه آخر ماه مبارك بود؛ عملیات تنها با هشت شهید و ده زخمی با موفقیت انجام شد.
 
جنگ كه تمام، شد تازه فرهاد بیست‌وسه سالش بود. بنیاد جانبازان تهران برایش هفتاد درصد جانبازی و از كار افتادگی ثبت كرد. پرونده‌‌ی مجروحیت‌ها و گزارش حوادث و بستری شدنش هم حدود چهارصد صفحه‌ است. باید می‌رفت خانه و بازنشست می‌شد! ولی هنوز انقلاب كار داشت، فرهاد رفت و امنیت ایلام را به عهده گرفت!
 
اوایل دهه‌ی هفتاد همراه با سردار «صفاری، كوثری، فضلی» و... برای گذراندن دوره‌ی آموزش عالی جنگ که ویژه‌ی فرماندهان جنگ بود، به كره شمالی رفت. ژنرال 75‌ساله‌ی كره‌ زیر بار سرتیپی جوانِ بیست‌وشش، هفت ساله نمی‌رفت؛ می‌خواست ثابت كند فرهاد خیلی جوان است. فرستادش پای نقشه و گفت: «از كشور آبی به كشور قرمز، برنامه‌ی حمله‌ای فرماندهی كن كه كشور قرمز فلج شود.»
 
یك مناظره‌ی فنی جنگ را بهش تحمیل كرده بود. فرهاد می‌دانست كشور قرمز، كشور كره شمالی است. ساعتی از طرح عملیاتی فی‌البداهه‌اش دفاع كرد و نقاط ضعف كره‌‌شمالی را چنان گفت كه گویی بیست سال در كره زندگی كرده است. ژنرال هم قانع شد و دو مدال افتخار، جایزه‌ی نبوغ نظامی ژنرال فرهاد 26 ساله شد.
 
بعد از فرماندهی ایلام، سه سال فرمانده انتظامی تهران بزرگ بود. ماهی‌ یكی، دو بار خانه می‌رفت و شب‌ها در محل كار می‌خوابید. شش بار توسط منافقان و گروهك‌ها ترور شد که آخرین بارش 10 روز پس از ترور شهید «صیاد شیرازی» بود. 
 
انگار خدا سردار نظری را ذخیره‌ی اسلام قرار داده بود تا ما امروز سراغش برویم و در مقابل این‌همه رشادت و شجاعت زانوی ادب بزنیم. تلاطم بزرگ زندگی سردار نظری فتنه‌ی تیرماه 78 بود. جناح به اصطاح اصلاح‌طلب می‌خواست گوشت قربانی‌اش كند. شكایت كردند و محاكمه‌اش كردند. خواستند كمرش را خم كنند و نظام را بی‌آبرو. دادگاه سریالی سردار نظری دعوا سر او نبود، سر شرافت نیروی انتظامی بود كه متهم شده بود به قتل دانشجویان. قتل برخی از دانشجویانی كه خودشان به‌عنوان شاكی پرونده‌ی سردار نظری، به دادگاه آمده بودند! 
 
15 قسمت دادگاه علنی در تلویزیون نصیب سردار سپاه اسلام بود. آبرویش حتی به اندازه‌ی مفسدان اقتصادی اهمیت نداشت و چهره‌اش را بدون مانع در تمامی رسانه‌های كشور به‌عنوان عامل اصلی فتنه‌ی كوی دانشگاه معرفی كردند. اما سنت الهی همیشه بر مظلومیت شیعیان مرتضی علی(ع) نمی‌چرخد. فرهاد با سربلندی تبرئه شد و رئیس‌شان (سید محمد خاتمی) به‌عنوان رئیس‌جمهور از فرهاد عذرخواهی و دلجویی كرد.
 
 
 
فرهاد پس از آن‌كه سربلند از دادگاه بیرون آمد. بیش از یك دهه خانه‌نشین شد و هنوز هم سرباز مدافع اسلام و میهن است؛ نه خودش را طلبكار نظام می‌داند و مانند عده‌ای كه برای تك‌تك روزهای جبهه نرفتنشان سر نظام منت می‌گذارند و سهم می‌خواهند، نه مردم را مدیون خود می‌داند و نه خودش را قهرمان. هرچند سردار فرهاد نظری برای امتداد یك قهرمان است كه لابه‌لای بی‌اهمیتی و روزمره‌گی جست‌وجوگران دولتی جنگ، هر روز پیر و پیرتر می‌شود. به امتداد‌ی‌ها پیشنهاد می‌كنیم برای سردار نظری نامه بنویسند و به امتداد بفرستند! تا شاید برای ایشان با احساس تكلیف شرعی، امتدادی‌ها را سر سفره‌ی پر بركت مجاهدت و دوستی با شهدا میهمان كند! 
 
چهارده سال بیش‌تر نداشت كه از كتاب «خواص شیمیایی مواد»، فرمول تهیه‌ی مواد منفجره را یاد گرفت و با دوستانش ماشین ساواک را در یك بمب‌گذاری منفجر کرد. 
 
در عملیات حمله به شهرک نظامی چوارته‌ی عراق فرمانده گردان بود. قرار بود هم‌زمان با عملیات «والفجر 9» در عمق 60 کیلومتری خاک عراق، یك گردان به تیپ 3 کماندویی گارد ریاست‌جمهوری حمله كند تا تأمین شهر سلیمانیه را از اختیار این تیپ خارج كند. تیپ 3 کماندویی را بدون تلفات، از بین بردند و موقع بازگشت از ارتفاعات هزار قله، استقبال مردم بانه و مریوان هدیه‌شان بود. فرهاد در جایی گفته بود: «فقط سه تا قاطر اسیر دادیم!»
 
جنگ كه تمام، شد تازه فرهاد بیست‌وسه سالش بود. بنیاد جانبازان تهران برایش هفتاد درصد جانبازی و از كار افتادگی ثبت كرد. پرونده‌‌ی مجروحیت‌ها و گزارش حوادث و بستری شدنش هم حدود چهارصد صفحه‌ است. باید می‌رفت خانه و بازنشست می‌شد! ولی هنوز انقلاب كار داشت، فرهاد رفت و امنیت ایلام را به عهده گرفت!
 
 
چند سطر از برای تاریخ/ برش‌هایی از كتاب «برای تاریخ»، نوشته‌ی «فرهاد نظری»
 
 
«لباس فرم نیروی انتظامی بر چوب‌لباسی جا خوش كرده بود و چون نگاهم با او تلاقی كرد، گویا به من گفت: برو! سرداری بی‌دردسر كه بی‌دردی است. پیمودن راه خداوندی، بی‌کفن‌پوشی مجاهده نیست. اگر مرد راهی و دل تو همان دل مجنون و رقابیه و دهلاویه است، دست‌هایت را درآستین استوار کن و راه عدالتخانه را با جامه‌ی سبز ولایتی به استقبال شتاب... 
 
... با قرائت حکم برائت من،‌ موجی بزرگ کشور را در خود گرفت. تیتر روزنامه‌ها دیدنی بود؛ دسته‌ای كه تا امروز اصل را بر برائت دانسته و ایران را برای تمامی ایرانیان می‌خواستند، امروز برائت را منفی‌ترین واژه‌ی فرهنگ زبان فارسی می‌شمردند، اما وجدان عمومی برائت را طلوع خورشید عدالت از محكمه و عدالتخانه می‌دانستند. خودم را اگرچه در مقابل افکار ملت روسپید می‌دیدم، اما رگه‌ای از غصه جانم را می‌فشرد... 
 
در جبهه نشد. کاش در میدان پرفتنه‌ی فریب و نیرنگ و اغواگری و در پرتاب و شلیک تیر و ترکش قلم به کاروانیان می‌پیوستم. حیف شد سردار! نه؟!
 
متن بالا قسمتی از مقدمه‌ی کتاب «برای تاریخ» سردار نظری است که در این مقدمه واگویه‌های درونی و مظلومیت سربازان سپاه خمینی را با لباس سبز پاسداری خود زمزمه می‌کرد. متن پیش‌رو قسمت‌هایی از این کتاب است که به تشریح وقایع فتنه‌ی سال 78 پرداخته است.
 
گفت‌وگوی تمدن‌ها یا مهر سكوت بر لبان مخالفان
 
جناب آقای خاتمی! در مقطعی که که دنیا چشم امید به نگاه زیبای شما در منظر گفت‌وگوی تمدن‌ها دوخته است، در طول این مدت صدای مرا در سینه حبس نموده‌اند و ابزار دفاع را از حقیر ربوده‌اند. 
 
دموكراسی و قانون برای بقیه!
 
همان‌گونه که مستحضرید، به دو بهانه آشوب و فتنه شکل گرفت. اولین بهانه بحث تصویب اصلاح قانون مطبوعات در خانه‌ی ملت بود که شما بهتر از هرکس می‌دانید که طبق اصل 123 قانون اساسی پشت پا زدن به رأی و نظر مردم و قوانین جاری کشور جای هیچ‌گونه دفاع و حمایتی ندارد و به بهانه‌ی تعطیلی روزنامه «سلام» بود. پیش از 17 تیر، درپی شکایت وزارت اطلاعات، این روزنامه تعطیل شد و شما نیز در جریان شکایت بوده‌اید، ولی چند روز بعد از طرف وزارت اطلاعات اطلاعیه‌ای به این مضمون صادرشد: «به‌منظور جلوگیری از هرگونه تشنج در جامعه شکایت خود را پس می‌گیریم.»
 
و در همان روز (17 تیر) از طریق رسانه‌های گروهی اعلام شد. شایان ذکر است که کم‌ترین وظیفه‌ی شما (طبق فصل سیزدهم اصل 176 قانون اساسی)، به‌عنوان رئیس «شورای عالی امنیت ملی» شناسایی تهدیدات، ابلاغ دستورات هوشیاری به دستگاه‌های امنیتی و انتظامی کشور بوده است، که متأسفانه صورت نپذیرفت. 
 
چند ساعت بعد نیز بدون کوچک‌ترین توجهی به این اطلاعیه، در شامگاه 17 تیر تظاهراتی خشن و غیرقانونی در کوی دانشگاه صورت گرفت و با توجه به بسترسازی‌های گذشته، جرقه زده شده و شعارها و اقداماتی علیه مقدسات نظام و ارزش‌ها و باورهای دینی مردم داده شد. به‌راستی چرا برای اعتراض به یک اقدام قانونی (تصویب قانون اصلاح مطبوعات) که در مجلس و خانه‌ی ملت تصویب شده بود، روشی خشن و غیرقانونی با اقدامات مجرمانه و تروریستی آن هم درنیمه‌های شب با نقاب‌های به چهره زده برگزیده شد؟ پشت پا زدن به رأی و نظر مردم و قوانین جاری کشورجای هیچ‌گونه دفاع و حمایتی ندارد.
 
تكلیف چیست؟ رفیق دزد یا شریك قافله؟
 
برابر اعتراف صریح آقای «محمدکاظم کوهی»، مدیرکل کوی و هم‌چنین گزارش کمیته‌ی تحقیق شورای عالی امنیت ملی و گردش کار حکم قاضی محترم پرونده که می‌گوید: «... در این مرحله 150 دانشجو حضور داشتند و از نگهبانان کوی می‌خواهند در را باز کنند تا از کوی خارج شوند، سرنگهبان از طریق آقای سطوت (معاون کوی) با کوهی تماس گرفته و موضوع را مطرح می‌نماید و ایشان می‌گوید: در را باز کنید. آقای کوهی سپس مراتب را تلفنی به کلانتری 125 و کشیک وزارت اطلاعات اعلام و خود به‌سمت کوی حرکت می‌کند.» 
 
حضور آشوبگران در خیابان‌های اطراف کوی و ارتکاب جرایمی چون، خسارت به اموال عمومی، حمله به یک مهدکودک، پرتاب بمب دستی و آتش زا، گروگان‌گیری از اعضای پلیس، حمله و سنگ‌پرانی به پلیس، خسارت به ماشین آتش‌نشانی و هتک حرمت و فحاشی و سلب آسایش عمومی و ایجاد هرج و مرج و... از جناب‌عالی در مقام ریاست شورای عالی امنیت ملی سوال می‌کنم، «با توجه به این‌که اگر نیروی انتظامی در جرایم مشهود و اقدامات تروریستی عمل نکند، وفق مقررات و قانون (ماده‌ی 18 و 176 قانون آیین دادرسی کیفری) با آنان برخورد و انفصال از خدمت می‌گردند، پرسنل دعوت شده به کوی برای انجام وظیفه چه باید می‌کردند؟ جز این است که درجرایم مشهود نیروی انتظامی موظف به اقدام است؟
 
اگر دولت با این‌گونه حرکت‌ها و تشنج در جامعه مخالف بود و انصراف شکایت وزارت اطلاعات به همین دلیل صورت گرفت... چرا وزیر محترم کشور در بخشی از دستور خود، حکم برخورد با آن‌ها را صادر کرد؟ حال که دستور برخورد را صادر کرد، چرا از معترضین حمایت نمود؟

بمب‌باران محافظ انقلاب با پول انقلاب!
 
از فردای آن روزنیروی انتظامی و مسئولین آن خوراکی تبلیغاتی برای احزاب و گروه‌های متفاوت و مطبوعات زنجیره‌ای شدند و نبرد شدیدی علیه نیروی انتظامی آغاز گردید. تاجایی که ازطرف خبرگزاری رسمی کشور و برخی جراید دولتی، ازجمله وظایف دبیرخانه «شورای عالی امنیت ملی» و «شورای تأمین استان» در مواقع بروز بحران، کنترل، هدایت، و تغذیه مناسب مطبوعات و رسانه‌های گروهی و هم‌چنین پردازش تبلیغات مناسب در جهت مقابله با بحران است. مهمتر آن‌که بعضی از مسئولین با انجام مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها تنور مطبوعات را داغ تر کردند و جنگ روانی راه انداختند که همسویی برخی مطبوعات و رسانه‌های دولتی با آن اغتشاش گران جای شگفتی داشت. از یک طرف به دور ازواقع نگری به تحریف و یکسو نگری دست زدند و از طرف دیگر بانگ و فریاد مظلومیت تظاهرکنندگان غیرقانونی و تروریست‌های سیاسی را سر دادند. 
 
دکترسلیمانی نیزکه معاون اموزش وقت دانشگاه تهران و عضو فراکسیون دوم خرداد مجلس بود سه سال بعد در مصاحبه‌ای اعتراف می‌کند که: نقش روزنامه‌های زنجیره ای را در آشوب‌های تیر 78 نفی نمیکنم. 
اخبار و گزارشات کذبی نشر پیدا کرد که به قصد تحریک احساسات و جریحه دار کردن عواطف مردم و هم‌چنین درتداوم اقدامات غیرقانونی و خط دهی به آن شورشیان بیان شد. آیا چنین مطالبی درراستای براندازی نظام نمی‌باشد؟ آیا پلیس مسئول این بحران و تشنج است یا مطبوعات ناسالم و قانون گریز و عواملی که به دنبال آشوب و تخریب چهره نظامند؟
 
عرصه‌ی خالی ز سیمرغ و جولان مگس!
 
جالب توجه اینجاست که درست موقعی که پلیس ازهرگونه برخورد با تظاهرات منع شده بود، و اغتشاشاگران و نقابداران درسطح شهر با سواستفاده از این دستور هرچه می‌خواستند انجام می‌دادند، ابلاغ کردند که روز 20 تیر، مسابقه فوتبال بین دو تیم استقلال و پیروزی در استادیوم آزادی برگزار میشود. آن هم مسابقه‌ای با جمعیتی بیش از 100هزار نفر جوان با انگیزه‌ها و دیدگاه‌های متفاوت و نیازها و کمبودها و مشکلاتی که در ذهن خود دارند. مسابقه‌ای که حتی در موقعیت‌های عادی، همواره برای نیروی انتظامی مشکلاتی از قبیل تخریب، ضرب و شتم و آشوب به‌همراه داشته است. ازیک‌سو دستور عدم برخورد و ازسوی دیگر ایجاد کانون بحران؟ در همین زمان احزاب و گروه‌های متفاوت از جمله دفتر تحکیم وحدت و گروه‌های ملی‌گرا اعلام کردند: «ما به تماشاگران مسابقه ملحق خواهیم شد.» 
ولی به لطف خدا با تلاش نیروی انتظامی و هوشیاری آن جمعیت وفادار به نظام اسلامی، مسابقه با آرامش و به دور از تنش برگزار شد. 
 
 

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : محمد

آرشیو

نویسندگان

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات